|
در زندگي روزمره خود چند بار در روز با كساني برخورد ميكنيد كه به مشاغلي چون سيگارفروشي در ميادين و ترمينالها، جوراب فروشي در اتوبوس و مترو، جمعآوري كارتن، كاغذ و زباله و از اين رده ميپردازند؟ از اين تعداد چند نفرشان كودك هستند؟ چه افرادي را كودك محسوب ميكنيد؟ اين سئوال تا كنون به ذهنتان خطور كرده كه چه چيزي باعث ميشود يك كودك 9 ساله به جاي آنچه شما به احتمال زياد تجربه كردهايد يعني مدرسه رفتن و بازي كردن، وادار به كار كردن شود؟ کودکان بسیاری در سراسر جهان در مشاغل متنوعي به کار گرفته میشوند. اين تنوع تنها شامل مواردي چون آنچه در بالا ذكر شد نيست. کودکان را نه تنها در کارخانهها، مزارع، معادن، کارگاههای کوچک و بزرگ، منازل و خیابانها میتوان دید، بلكه از آنان در روسپیگری و پورنوگرافی، قاچاق و فروش مواد مخدر نیز بهرهکشی میشود. كودكان جزو ضعيفترين و آسيبپذيرترين افراد جامعهاند. بنابراين اگر شرايطي بر آنها تحميل شود كه مجبور به كار كردن شوند، اين اشتغال در پايينترين سطح ايمني، بهداشت و آموزش است. اقتصاد جهاني از دسترنج اين كودكان استفاده ميكند در حالي كه آنان را در هيچيك از معادلات سودآور خود سهيم نميكند. يك كودك در قحطي، جنگ، فقر و بازيهاي سياسي اولين قرباني است. تحريم دولت عراق از سوي امريكا پس از جنگ خليج، با وجود اينكه يك تصميم سياسي بود موجب مرگ فجيع 500 هزار كودك عراقي به دليل نرسيدن دارو شد. در حال حاضر حدود 300 هزار كودك سرباز در سراسر جهان و به ويژه در افريقا مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند كه 40 درصد آنها را دختران جوان تشكيل ميدهند. اين كودكان بايد بين مرگ و جنگيدن يكي را انتخاب كنند. طبق آخرين آمار در كل دنيا 400 ميليون كودك كار وجود دارد. هر حركت اجتماعي، سياسي و فرهنگي در دورافتادهترين نقاط جهان، تاثير خود را در مقياس جهاني ميگذارد و پايمال شدن حقوق انساني كودكان، در شكل و مضمون جهاني است. کار کودک به زعم ما، به مجموعه فعاليتها و روابطی گفته میشود كه کودک را از فرصتِ زمانی رفتن به مدرسه و كلا دوران شيرين كودكي محروم كرده و مانع تحصيل، رشد جسمی، شخصيّتی و موقعيت اجتماعی کودک شده و برای حال و آينده آنان خطرناک و آسيبزننده است. گرچه ممكن است در بعضی موارد کار کودک همراه با گذراندن مدرسه باشد، امّا كودكان كارگر عموماً مجبور به ترک تحصیل ميشوند. اين تعريف كاملتر و جامعتر از آن است كه به طور معمول گفته ميشود؛ يعني تعريف كار كودك به عنوان فعاليتي معيشتي كه در جهت تامين مادي صورت ميگيرد. در اين تعريف بسياري از جنبههاي كار كودك ناديده گرفته شده و يا كمرنگ ميشود. كودكي كه ناگزير از ماندن در خانه و مراقبت از خواهر يا برادر نوزاد خود در غياب والدين است، به نوعي كار خانگي ميپردازد كه عملا در هيچيك از محاسبات اقتصادي در نظر گرفته نميشود. طبق تعريفي كه در بالا از كار كودك ارائه شد ميتوان انواع مختلف كار كودك را در دستههاي كلي زير طبقهبندي كرد: 1- کودکان کار در خیابان: به کودکانی گفته میشود که به منظور کسب درآمد خود و خانوادههايشان در خیابان کار میكنند. كودكان كار در خيابان برحسب میزان ارتباط شان با خانواده دستهبندی میشوند:1- درصد زيادی از اين كودكان با خانواده خويش زندگي میكنند و با آنان ارتباط هر روزه دارند2- چند درصد از اين كودكان بدون ارتباط با خانواده و خويشاوندان هستند و معمولا در تيمهای چندنفره كار و زندگي ميكنند و عموما كودكان فراری و بد سرپرست در اين دسته قرار ميگيرند، كه فاقد ارتباط با خانواده ميباشند 3- درصد ديگری نيزكه توسط باندهای تبهكار، از خانواده هايشان خريداری، اجاره و يا ربوده شده اند و از آنان در دستههای بزرگتر مثلا در تكدیگری و فروشندگی كالاهای ارزان قيمت بهرهكشی ميشود. ميزان ارتباط اين كودكان با خانواده متفاوت است و ممکن است به چند بار در ماه و يا سال محدود شود و در پارهای از موارد مذكور، تا پايان عمر كوتاه و مشقتبارشان هيچگاه موفق به ديدار خانواده و خويشاوندان خويش نگردند. ۲- کودکان شاغل درکارهای خانگی: به کودکانی گفته میشود که به عنوان بخش مهمی از نيروی كار فعال در فعّاليتهای توليدی و اقتصادی خانواده نظيرکشاورزی، فروشندگي و يا وردستی (در مغازه، بازار و يا كارگاههای وابسته به خانواده)، کارِ خانگی (خانهداری) به كار گمارده شده و متأسفانه هيچگاه در معادلات اقتصادی؛ اين بخش از فعّاليت كودكان بعنوان كار محاسبه نشده است امّا از سويي اثرات مخرّب و زيانبار اين نوع از كارها بر روی جسم، روحيه و موقعيت وروابط اجتماعي كودك، كم از رشتههای ديگر كار نيست. ٣- کودکان شاغل در كارگاهها و ديگر محيطهای کار: شامل تمامي کودکانی است که با عنوان كارگر ساده، شاگرد، پادو، وردست و... در انواع مشاغل صنعتی، توليـدي، خدماتی، خانگی، کشاورزی، دادوستد، ساختمانی، حمل ونقل و کلا محيطهای غيرمرتبط به خانواده به کار مشغولند. ۴- کودکان شاغل در باندهای تبهكار و سوءاستفاده از كودكان: همانگونه كه پيشترگفته شد؛ عدّه ای از کودکان توسط باندهای تبهكار و فاسد، از خانواده و يا بستگانشان اجاره، خريداری و يا ربوده شده و در بدترين اشکال کار مورد بهره کشی قرار میگيرند. اين دسته شامل کودکانی است که در بردگی مشاغل جنسی (تنفروشی و پورنوگرافی) و فعاليتهايی مانند خريد و فروش مواد مخدر، دزدی و... مورد بهرهکشی قرار میگيرند. اين کودکان ممکن است با هر يک از گروههـای قبـلی همپوشانی داشته باشنـد و برخلاف تصور عمومي درصد به نسبت كمي از كودكان كار را تشكيل ميدهند. فقر روزافزون، فاصله سطح درآمدها و شکاف میان طبقات اقتصادی- اجتماعی، استفاده خانواده یا کودک را از کار کودک غیر قابل اجتناب ساخته، به گونهای که علیرغم آنکه در بسیاری از کشورها قوانینی که کودکان را از کار منع مینماید مورد تصویب قرار گرفته است، لیکن اعمال این قوانین و نظارت بر آنها در بسیاری موارد عملی نبوده، یا به تنهایی قادر به کاستن از مشکل حضور کودکان در محیطهای کاری نیست. در جهت حذف کار کودک، اقدامات کوتاه مدت و میانمدت برای بهبود شرایط فردی و اجتماعی کودکان و خارج ساختن آنها از کار ضروری جدی است. علیرغم آنکه اکثر این کودکان دارای خانواده بوده و با آنها زندگی میکنند، اما کودک در محیط کار از امتیازاتی که سایر کودکان برخوردارند محروم میگردد. در بسیاری موارد ارتباط او با محیط آموزشی قطع شده و حمایت عاطفی و آموزش راه و روش زندگی به دلیل زمان حضور غالبا طولانی در محیط کار، به حداقل میرسد. فقر و عدم آگاهی مانع از رسیدن کافی به تغذیه و بهداشت وی میگردد و حضورکودک در محیطهای کاری سخت و آسیبزا خود ایجادکننده عوارض اخلاقی و اجتماعی برای او خواهد بود. کار سنگین و طولانی، سلامت جسمی و روانی کودکان را به مخاطره میاندازد و کودک را از دوران کودکی، تواناییها و ارزش و اعتبار وی محروم مینماید. همچنین کار به همراه شرایط دشوار زندگی خانوادگی کودکان را از حمایتهای عاطفی، تحصیلی، اجتماعی، درمانی و ... محروم میسازد. قوانین بین المللی حمایت کننده حقوق کودکان، انجام فعالیتهایی که با سلامت جسمی، روانی و اخلاقی کودک مغایرت داشته یا آنان را از تحصیل به هر شکل محروم سازد، برای آنها مضر دانسته و دولتها را موظف می سازد که ضمن پذیرش قوانین بین المللی حمایت کننده حقوق کودک وسیله تحقیق این قوانین را فراهم آورد. از سالها پيش در دنيا نگاههايي متوجه اين نقاط كور زندگي كودكانه شدهاند و با تحت فشار گذاشتن دولتها و مجامع جهاني موفق به تصويب قطعنامهها و پيماننامهها و قوانيني شدهاند كه هرچند كارايي لازم را ندارد و با ديدي اصلاحطلبانه، محافظهكار و با در نظر گرفتن امتيازات دولتي تنظيم شده است، اما چشمانداز روشنتري از گذشته را پيش چشم انسان ميگسترد. در 20 نوامبر 1989 (29 آبان 1368) پيماننامه حقوق كودك در 54 ماده به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل متحد رسيد كه پس از تصويب از سوی تمامی کشورها بجز تنها دو كشور (آمریکا و سومالی) امضا گردیده است. جمهوري اسلامي ايران نيز در سال 1374 اين پيماننامه را امضا كرده و متعهد به اجراي آن شده است. دو پروتكل الحاقي نيز در دو زمينه سواستفاده جنسي كودكان و به كارگيري آنان در مناقشات مسلحانه در سال 2002 با تصويب مجمع عمومي به اين پيماننامه پيوست شده است. مواد ٣۲ تا ٣۴ پیمان نامه حقوق کودک کشورهای عضو را به حمایت از کودکان در برابر بهره کشی اقتصادی و انجام هر گونه کار زیانبار یا کاری که خللی در تحصیل، سلامتی یا رشد کودکان به عمل آورد فرا میخواند و از آنها میخواهد تا جهت تضمین اجرای ماده ٣۲ پیماننامه با تعیین حداقل سن اشتغال به کار، تدوین مقررات مناسب در ارتباط با ساعات و تعیین مجازاتهای مناسب یا ضمانتهای اجرایی دیگر به منظور تضمین اجرای موثر ماده حاضر عمل کنند. همچنین بر طبق مواد ٣٣ و ٣۴ پیماننامه حقوق کودک کشورهای حاضر موظفند تا کلیه اقدامات مقتضی از جمله اقدامات قانونی، اجرائی، اجتماعی و آموزشی را به منظور حمایت از کودکان در مقابل استفاده از آنها در تولید و قاچاق مواد مخدر و کلیه اشکال بهرهکشی و سوء استفاده جنسی به عمل آورند. جمهوری اسلامی ایران در سال ١٣۷٣ پیمان نامه حقوق کودک را به صورت مشروط پذیرفته و بر اساس آن متعهد شده است در جهت بهبود شرایط زندگی کودکان بکوشد. در بيانيهاي تحت عنوان "جهاني شايسته ما" كه در نشست ويژه مجمع عمومي سازمان ملل متحد براي كودكان و نوجوانان، در تاريخ 8 مه 2002 توسط دو نوجوان، خانم گابريلا آزوردي آريتا (از كشور بوليوي) و خانم اودري شهنينو (از كشور موناكو) به نمايندگي از طرف هيئتهاي شركتكننده در گردهمايي كودكان خوانده شد آمده است: ما كودكان جهانيم. ما قربانيان استثمار و آزاريم. ما كودكان جنگيم. ما قربانيان و يتيمان عفونت HIV و ايدز هستيم. ما از آموزش باكيفيت و مراقبتهاي بهداشتي مناسب محروميم. ما قربانيان تبعيضهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، مذهبي و زيستمحيطي هستيم. ما كودكاني هستيم كه به صداي آنها گوش داده نميشود: وقت آن فرا رسيده است كه ما نيز به حساب آييم. ما جهاني شايسته كودكان ميخواهيم چرا كه جهاني كه شايسته ماست، جهاني شايسته همگان خواهد بود. ... ما سرچشمه مشكلات جهان نيستيم، بلكه منابع لازم براي حل آن هستيم. ما هزينه نيستيم، سرمايهگذاري هستيم. شما ما را آينده ميناميد اما ما هماكنون نيز هستيم
|