نمايش جزئيات خبر

مصاحبه نشریه دانشجویی تٌنگ با جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان


فعالیت‌های ما در دو بخش کلی آموزش و حمایت می‌باشند. آموزش ابزاری برای توانمندسازی کودکان کار و خیابان می‌باشد که شامل سوادآموزی، بهداشت فردی، مهارت‌های ذهنی و فکری و مهارت‌های زندگی و... می‌باشد.

1- توضيحي در مورد كليت فعاليت‌هايي كه انجام ميدهيد بفرمائيد.

فعاليت‌هاي ما در دو بخش كلي آموزش و حمايت مي‌باشند. آموزش ابزاري براي توانمندسازي كودكان كار و خيابان مي‌باشد كه شامل سوادآموزي، بهداشت فردي،

مهارت‌هاي ذهني و فكري و مهارت‌هاي زندگي و... مي‌باشد. به دليل اينكه عدم دسترسي به امكانات آموزشي از اولين آسيب‌هايي است كه كودكان كار و خيابان مي‌بينند، بنابراين سوادآموزي يكي از زيرمجموعه‌هاي آموزش به حساب مي‌آيد. در مورد مهارت‌هاي زندگي، آموزش مهارت‌هاي ذهني و فكري و تمام چيزهايي است كه به كودك در برخورد با جامعه كمك مي‌كند. با توجه به اينكه كودكان كار در جامعه در معرض انواع خطرات و آسيب‌ها قرار دارند، مي‌بايستي آموزش‌هايي را بياموزند كه بدانند روابط آسيب‌زا چيست و چگونه بايد با آن برخورد كنند؟ و براي دستيابي به اين اصل مهم؛ بالا بردن توانمندي كودكان در پاسخ نه دادن به تمايلات و خواسته‌هاي آسيب‌زا و منفي جامعه مي‌باشد. فعاليت‌هاي جنيي مانند كاردستي، خميربازي، قصه‌خواني، عكاسي و... نيز از موارد آموزشي در پروژه‌هاي جمعيت دفاع است.

در مورد فعاليت‌هاي حمايتي جمعيت دفاع با توجه به اينكه هرچه مهارت‌ها و آموزش‌ها افزايش هم پيدا  كند، تغييري در مناسبات و محيط ايجاد نخواهد شد. لذا پيگيري و زمينه‌سازي براي تبليغ و تاîمين زندگي انساني و برابر اين كودكان از طريق آگاهي دادن از وضعيت كودكان كار به خانواده‌ها، جامعه و فعال كردن نيروي اجتماعي مدافع حقوق كودكان را شامل مي‌شود. درواقع تلاش براي به دست آوردن حقوق برابر و مساوي با همه جامعه براي كودكان و تغيير در مناسبات حاكم مي‌باشد.

يكي ديگر از جنبه‌هاي حمايت از كودكان كار و خيابان، مبارزه با قوانين آسيب‌زاي موجود و تلاش براي تصويب و يا اجراء قوانين مدافع حقوق كودك و همچنين برخورد با مسائل جهاني كه كمك به تثبيت كار كودكان مي‌كند، مانند جنگ‌ها و مناسباتي كه كار كودكان را تحكيم و باز توليد مي‌كند، مي‌باشد. براي نمونه يونيسف كه به ظاهر سازماني براي پيشبرد پيمان‌نامه جهاني حقوق كودك بوده و مي‌بايست مدافع حقوق كودكان باشد؛ متاîسفانه عملاً يك نهاد منفعل و بي‌اثر مي‌باشد كه به دليل ماهيت و سياست حاكم بر آن علاقه و اعتقادي به حذف كار كودكان ندارد و همكار دولت‌هايي است كه خود ناقض حقوق كودكان هستند، و اين از مواردي است كه مي‌بايست افشاء و به دنبال تاîسيس يك نهاد مردمي و حقيقي مدافع حقوق كودكان و به ويژه كودكان كار باشيم.

 

2ـ در مورد تعداد اعضاي خود قدري توضيح دهيد و همچنين براي آموزش اعضاي خود چه برنامه‌هايي داريد؟

جمعيت در حدود ââ7 نفر عضو فعال و عضو حامي دارد كه از اين بين â7 تا ââ1 نفر عضو فعال ( اين عدد به دليل اينكه داوطلبانه فعاليت مي‌كنند، شناور است) به حساب مي‌آيند.

نكته مهم اين است كه دوستاني كه داوطلب هستند اكثراً تجربه ندارند و درصد كمي از اين افراد از قبل تجربه دارند، و چون فعاليت ما ارتباط با  كودكان آسيب ديده مي‌باشد، داشتن اطلاعات و تبحّر كافي براي ارتباط‌گيري لازم بوده كه از طريق برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي به اين مسئله پاسخ مي‌دهيم. اين كارگاه‌ها در زمينه ( الف) حقوق كودك با مطالعه و نقد پيمان‌نامه جهاني حقوق كودك (ب) مددكاري كه در مورد شناخت آسيب‌ها و نحوه كمك به كودكان آسيب‌ديده است (ج) مختصري راجع به روانشناسي و شناخت مراحل و دوره‌هاي رشد كودك، چگونگي و شرايط ارتباط برقرار كردن با  كودك برگزار مي‌شود. اين كارگاه‌ها توسط نيروي‌هاي مجرب جمعيت و يا اساتيد ميهمان روانشناسي و مددكاري برگزار مي‌شود.

 

3ـ نحوه جذب كودكان كار و خيابان و همچنين ميزان اعتماد خانواده‌ها و مردم به جمعيت دفاع چقدر است؟

ارتباط با  كودكان كار و خيابان و جذب آنان به دو صورت انجام مي‌گيرد. يكي از راه‌ها، ارتباط رودررو در خيابان و دعوت به حضور در پروژه انجام مي‌شود و ديگر اينكه خود كودكان كار به يكديگر اطلاع مي‌دهند و به جمعيت دفاع مراجعه مي‌كنند. اما به طوركلي مي‌توان گفت درصد كمي از كودكان كار و خيابان تحت پوشش جمعيت دفاع قرار دارند و دليل آن نيز كمبود امكانات و جا مي‌باشد.

در مورد ميزان اعتماد مردم به NGO ها مي‌توان گفت درست است كه در ابتدا مردم خيلي اعتماد نمي‌كنند آن هم به دليل نوپا بودن اين سازمان‌هاي مردمي و عدم اطلاع كافي جامعه از ماهيت و عملكرد آنها. اما بعد از ديدن فعاليت‌ها و فوايد NGO ها اعتمادشان بيشتر مي‌شود و نكته ديگر اين است كه اعتماد و رويكرد مردم به NGO ها خيلي بيشتر از اعتماد آنها به دولت مي‌باشد. بي‌اعتمادي به دولت به دليل عملكردهاي مخرب و نقض حقوق انساني و بي‌توجهي به حقوق پايه‌اي آنها در طول اين سال‌هاست.

 

4ـ يكي از اهداف اجرايي شما «تلاش در جهت حذف كار كودك» عنوان شده است در اين مورد مي‌شود بيشتر توضيح دهيد.

كار كودكان اگرچه در دوره‌ها و عصرهاي مختلف وجود داشته، اما در عصر سرمايه‌داري، پديده‌اي نوين، منحصر به فرد و ماحصل كاركرد اين نظام مي‌باشد. به دليل ارزان بودن، فراواني و سهل‌الوصول بودن آن، نظام سرمايه‌داري اجازه نمي‌دهد كه كار كودك، از چرخه توليد اجتماعي ثروت خارج شود. دولت‌هاي سرمايه‌داري دليل وجود كار كودك را به چيزهايي مانند فقر والدين، بي‌فرهنگي آنها و مسائل خانوادگي عنوان مي‌كنند. در حالي كه اين پديده، زائيده نياز اين سيستم و لازمه‌ي حيات آن براي توليد هرچه بيشتر سود و ثروت است.

با همه اين احوال، محو كار كودك همين امروز ممكن است و ضامن و تاîمين‌كننده‌ي آن؛ بيمه‌هاي فراگيري مانند بيمه بيكاري، تاîمين اجتماعي و... براي كودك و والدين مي‌باشد و بازگرداندن كودكان كار به محيط‌هاي آموزشي و تحصيلي كه از حقوق پايه‌اي و اوليه‌ي آنان و در راîس اين مطالبات است. مي‌بايستي توجه‌ها به اين مطالبات و خواسته‌ها، به عنوان هدف فوري هر پيشرو و مدافع حقوق كودكان و انسان‌ها جلب و فشار و تحميل آن به برنامه‌ريزي‌ها و سياست‌هاي اقتصادي و اجتماعي دولت‌ها، فارغ از هر مصلحت و ملاحظه‌اي؛ در دستور روز قرار گيرد. قابل ذكر است كه سازماندهي نيروها و مكانيزم و نحوه تحقق اين هدف از اهميت بسيار زيادي برخوردار است از اين رو يكي از جنبه‌هاي جدي فعاليت ما، جمع‌آوري نيرويي كه خواهان حذف كار كودك هستند و سازماندهي آنان حول اين خواسته‌ها مي‌باشد تا از اين راه صداي كودكان به گوش جامعه رسانده شود و حقوق تضييع شده آنان مطالبه و دريافت گردد.

 

5ـ آيا اركان دولتي مثل بهزيستي، وزارت كشور، شهرداري و... با شما همكاري مي‌نمايند؟

ما با بهزيستي و شهرداري و ديگر سازمان‌ها، به عنوان مسئولين و متوليان امر آسيب‌ديدگان اجتماعي كه كودكان كار از آن جمله‌اند، در ارتباط بوده‌ايم اما  كمك‌هاي مهم و قابل ذكري به ما نكرده‌اند. از بهزيستي و شهرداري (مناطق) كمك‌هايي كه دريافت كرده‌ايم بسيار محدود و مختصر و از باب بودجه دولتي كه به تمام تشكل‌ها و فعاليت‌هاي مردمي تعلق مي‌گيرد بوده و به شكل جدي، كمكي به NGO هاي فعال در زمينه كودكان نشده است. وزارت كشور نيز كه مجوز تشكيل NGO ها را مي‌دهد و پس از صدور مجوز، هيچ حمايت و كمكي به موجوديت و ادامه فعاليت ما نكرده است. در مقابل، قابل‌توجه اينكه دولت به مناسبت‌هاي مختلف، مثلاً براي عزاداري و اعياد، بودجه‌ها و امكانات هنگفتي را در اختيار گروه‌ها و دسته‌جات... قرار مي‌دهند اما در مورد يك كار بنيادي و اجتماعي مؤثر، مانند لغو كار كودك، كمترين بهايي كه نمي‌دهند، بلكه بيشترين تلاش‌شان صرف مانع ايجاد كردن و خاموش كردن اين صدا و نرسيدن آن به گوش جامعه بوده است.

با تشكر فراوان از جناب آقاي ميربهاري عضو شوراي «جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان»